تبلیغات
انجمن جهانگردی دانشگاه گنجنامه همدان - کوه خورزنه
 
انجمن جهانگردی دانشگاه گنجنامه همدان
درباره وبلاگ


وبلاگ انجمن جهانگردی با هدف در اختیار قرار دادن موضوعات مفید در این باره از امروز شروع به فعالیت کرده و نیازمند همراهی شما دوستان عزیز میباشد...!

مدیر وبلاگ : فائزه وفایی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خورزنه کوهی در تفریجان
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٢ : توسط : غریب غربتی

 

خورزنه‌ در تفریجان

یکی دو هفته قبل از عید توفیقی حاصل شد تا بار دیگر همراه با تعدادی از آشنایان  سری به «خورزنه» بزنیم و از طبیعت پاک این کوه لذت ببریم. اما متاسفانه در مسیر رفت و بعد از پشت سر گذاشتن خانه‌ی عبدالله آی‌صنم و بالای معدنا(بین خورزنه و تپه‌ی پنبه‌لان) با حرکت ناخوشایند و طبیعت‌ستیزی از سوی دو نفر از اهالی مواجه شدیم که دور از شأن تفریجانی‌های خورزنه‌دوست و طبیعت‌گراست و البته در این عمل ضد فرهنگی و ضد طبیعت، کوتاهی عمدی یا سهوی دهداری روستا نیز بی تأثیر نیست که امیدواریم تا دوباره علیه تفریجان و تفریجانی‌ها اخبار ضدفرهنگی منتشر نشده است، جلوی این نوع رفتارها در خورزنه و هر صحرای دیگری از تفریجان و صحراهای روستاهای مجاور گرفته شود و انشاالله که هیچ تفریجانی در آلوده کردن محیط زیست پیرامون خود نقشی نداشته باشد. با توجه به اینکه این مطلب در دنیای نامتناهی اینترنت درج می‌شود و موجب بدنامی تفریجانی‌ها می‌گردد، از توضیح بیشتر درباره‌ی واقعه‌ی مورد اشاره خودداری می‌کنم: «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».

مدت‌ها بود با توجه به علاقه‌ی شخصی و بنابه پیشنهاد برخی از دوستان بازدید کننده از وبلاگ درنظر داشتم درباره‌ی این کوه دوست‌داشتنی واقع شده در زمین‌های روستای تفریجان مطلبی بنویسم تا اینکه گشت و گذار مجدد در خورزنه و طبیعت اطراف آن موجب تقویت این انگیزه شد. عکس‌هایی تهیه کردم و  برای پیدا کردن مطلب درباره‌ی خورزنه به سایت‌های مختلف سرک کشیدم، مطلبی را در آدرس اینترنتیhttp://www.iranboom.ir/didehban/mirase-manavi/3812-mohavete-tarikhi-khorzane.html به قلم آقای حسین زندی دیدم که ظاهراً از سایر مطالب موجود در اینترنت، کامل‌تر به نظر می‌رسید. اما  با توجه به اینکه بخشی از اطلاعات آن نیز ناقص یا نادرست بود، از جمله اینکه نامی از روستای تفریجان در آن برده نشده بود، همان مطلب را با دخل و تصرف خودم در زیر می‌آورم. ضمن اینکه اقرار می‌کنم اطلاعات مندرج در این نوشته نیز همچنان ناقص است؛ لذا از دوستان اهل تحقیق درخواست می‌کنم  با مراجعه به منابع تاریخی و جغرافیایی این اطلاعات را تکمیل کنند. در غیر این صورت انشاالله اگر فرصتی فراهم شد، بنده مطالبی مستند را درباره‌ی این کوه و تفریجان در فرصتی دیگر تهیه خواهم کرد و به آگاهی خوانندگان عزیز وبلاگ خواهم رساند. البته در دانشنامه‌ی اینترنتی ویکی‌پدیا یکی از فرزندان جوان اهل پژوهش تفریجانی، (اگر رضایت داشت نامش را در همین جا ذکر خواهم کرد)، مطالبی درباره‌ی تفریجان گذاشته است که شما را برای مطالعه‌ی آن به آدرس http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86 ارجاع می‌دهم. ضمن اینکه شما نیز اگر اطلاعات درست‌تر و کامل‌تری دارید می‌توانید نوشته‌های این هم دهاتی عزیز را تکمیل یا اصلاح کنید. البته مطالب ایشان درباره‌ی واژه‌ی «تفریجان» خواندنی و زیباست و بعداً بنده نیز برای تکمیل نوشته‌ای درباره‌ی تفریجان از آن استفاده خواهم کرد. اما «خورزنه» و نوشته‌ی آقای زندی که اینجانب در آن دخل و تصرف کرده‌ام:

واژه‌ی خورزنه

واژۀ «خور» دارای ریشۀ پهلوی و مشتق از«هور» به معنی خورشید،آفتاب و فرشتۀ موکل بر خورشید است و روز یازدهم از هر ماه خورشیدی را «خورروز» می‌گویند؛ از این رو، خورزنه را محل طلوع خورشید دانسته‌اند. همان طور که می‌دانید نام‌های فراوانی با پسوند و پیشوند خور در جغرافیای ایران وجود دارد که برگرفته از ریشۀ این واژۀ کهن است و نشان از اهمیت این نام دارد؛ برای مثال خورآسان (خراسان)، خور موسی، خورنق (خورنگ)، خور و بیابانک، خوره اردشیر، خورهه، هوراند، هوریان، امامزاده خورزنه، کوه خورزن ( در محلات استان مرکزی) وصدها جای دیگر و واژه و اصطلاح از این دست می‌توان برشمرد که در ساختارش از خور و هور وام گرفته شده است. همچنین در زبان پهلوی و گویش کردی که ریشه در زبان پهلوی دارد، بیشتر واژه‌هایی که با نور و خورشید درارتباط هستند با خور و هور هم ریشه‌اند.

نام جاهای اطراف خورزنه، به ویژه در جهت شرق و شمال، اغلب ریشۀ کهن و پهلوی دارند؛ مانند تفریجان(گبرگان یا گبریگان: محل زرتشتیان{به نقل از ویکی پدیا})، مزدقینه ( مزداگینه)، کشین، ورکانه(به زعم بنده‌ی غربتی اصل آن فره‌گانه بوده است)، سنگستان، آبشینه، تپۀ شاه تهماسب،خوسارا و ... . حتی نام‌های ساکنان روستاهای اطراف هم بیشتر نام‌هایی کهن هستند که ریشه در شاهنامه دارند، اما نتیجه‌گیری در این زمینه به بررسی زبان شناسانه و مردم شناسانه‌ی بیشتری نیاز دارد.

موقعیت جغرافیایی

کوه خورزنه در میان زمین‌های روستای تفریجان و در غرب این روستا واقع شده است. زمین‌های دره روباه در شمال، باغ‌های خوسارا در شمال غربی و غرب، باغای نجارا در جنوب و جنوب غربی و جنوب شرقی، تپه‌ی پنبه لان و در امتداد آن سره قربسانا در شرق، این کوه را در خود محصور کرده‌اند که همه متعلق به تفریجان است و سه روستای پیرامونی این صحراها که همسایگان تفریجان نیز محسوب می‌شوند و از کمی دورتر، دستی بر آتش خورزنه دارند، عبارت‌اند از: حصار آقا شمسعلی (در غرب)، مزدقینه (درشمال) وکشین ( در جنوب ). اهالی این روستاها با گذر از زمین‌های تفریجان به  خورزنه دسترسی پیدا می‌کنند.

ارتفاع خورزنه از سطح دریا تقریبا2300 متر است. در امتداد شرقی خورزنه «تپه‌ی‌پنبه‌لان» و در فاصلۀ 500 متری غرب آن «تپه‌ی شاه تهماسب» قرار دارد. شایان ذکر است این تپۀ تاریخی و گورستان اطراف آن به دلیل بی توجهی مسئولان و حفاری‌های غیرمجاز سودجویان غارتگر میراث فرهنگی در حال نابودی است. همین‌طور در جای جای خورزنه و دامنه‌های آن نیز در سال‌های اخیر حفاری‌های غیر مجازی صورت گرفته است که همه در طمع دست‌یابی به گنج و زیرخاکی‌های گران‌بها با آرزوی واهی یک شبه پول دار شدن و از ثرا به ثریا رسیدن بوده است؛ لذا ثبت این کوه و تپه‌های مجاور آن در فهرست آثار ملی می‌تواند دست کم اهمیت آن را در نزد مردم منطقه آشکار کند و حس آنان را برای نگهداری هر چه بهتر میراث خود برانگیزاند تا شاید در برابر حفاران غیرمجاز که این مکان را ملک شخصی خود به شمار آورده‌اند واکنش نشان دهند. همچنین این مجموعه (کوه خورزنه و تپۀ شاه تهماسب) باتوجه به ویژگی‌های گوناگون یاد شده  و در صورت توجه و سرمایه‌گذاری می‌تواند مکان مناسبی برای گردشگری پاک باشد. 

ویژگی‌های تاریخی

در قسمت فوقانی کوه از شرق به غرب که می‌رویم سه غار وجود دارد که تفریجانی‌ها به آن‌ها «ماغار» می‌گویند. گویا هر دو غار اولی و سومی دست‌ساز انسان هستند و این را زخم تیشه‌هایی که بر سقف ماغار اولی و سومی(هفت سور گله) بر جای مانده است، نشان می‌دهد.  ماغار اولی فضایی در انتهای شرقی خورزنه است که با شیبی به زیر کوه می‌رود و در درون آن حفره‌هاییست که همه دست‌ساز انسان هستند. در همان امتداد  به سمت غرب با فاصلۀ تقریبی دویست متری، ماغار دومی قراردارد که انبوهی از لاشه‌های بزرگ سنگ‌ در اثر بمباران هوایی صدام بردهانۀ آن ریخته و آن را پوشانده است. البته افراد کنجکاو از زیر این سنگ‌ها از سوراخی وارد و پس از طی مسیری کوتاه از سوراخ دیگری خارج می‌شوند. اما سومین و مهم‌ترین غار، پایین‌تر از آن دو و در قسمت جنوبی خورزنه قرار دارد. تفریجانی‌ها به این غار «هفت سور گله» می‌گویند؛ یعنی وسعت آن در کمی قدیمی‌تر به اندازه‌ای بوده است که هفت گله را در هنگام ظهر برای ایاتاق(استراحت) در آن جای می‌داده‌اند. دهانۀ این غار بیش از ده متر عرض و دو و نیم متر ارتفاع دارد و درون آن مانند تالاری بزرگ است. سطح غار با ریزش صدها تن شن و خاک پوشیده شده است و ساکنانش در دوره‌های تاریخی مختلف دیوارها و سقف آن را بزرگ‌تر و فراخ‌ترکرده‌اند، اما به مرور زمان با ریزش شن‌ها در داخل و دهانه‌ی هفت‌ سور گله ارتفاع کف تا سقف این غار کمتر شده است. تکه سنگ‌هایی از سقف این غار و ماغار اولی جدا شده و به کف آنها افتاده است و در برخی موارد تکه‌هایی را به شکل گوی از سقف آنها به صورت دستی جدا کرده و برای استفاده‌ای خاص به بیرون برده‌اند.

از آنجا که سنگ کوه از جنس رسوبی نرم تشکیل شده است، همواره در طی زمان درمعرض حکاکی و نشانه‌گذاری قرار گرفته است، بیشتر این نشانه‌ها و نوشته‌ها متعلق به دوره‌های اخیر است. جالب‌ترین ویژگی این است که در جای جای آن حکاکی و برآمدگی‌هایی به صورت دایره دیده می‌شود. این خورشید واره‌ها در قطرهای مختلف از ده سانتی متر تا یک و نیم متر ، هم در داخل غارها و هم درسطح سنگ‌ها در نقاط مختلف کوه دیده می‌شود.

برخی معتقدند این حکاکی‌ها آثار به جا مانده از استخراج سنگ برای پایه ستون ویا سنگ آسیاب بوده است، اما به نظر می‌رسد در هیچ جای شهر همدان و اطراف آن پایه ستونی از این نوع سنگ نباشد.
دیگر اینکه سنگ این کوه به دلیل نرمی برای پایه ستون مناسب نیست و برای سنگ آسیاب نیز از این نوع سنگ استفاده نمی‌شده است، اما با توجه به نام خورزنه که به معنای محل برآمدن خورشید است و اینکه پژوهشگران، این منطقه را محل سکونت مهرپرستان دانسته‌اند و باورهایی نیز از آیین مهر در میان اهالی تفریجان و سایر روستاهای اطراف این منطقه وجود دارد، این سؤال پیش می‌آید که آیا این دایره‌ها ارتباطی با نام کوه و آیین مهر دارد یا اینکه نگاره‌ها کاربرد ستاره‌شناسی و سنجش زمان داشته‌اند و یا از نمادهای جادویی مربوط به اعتقادات بومیان در گذشته‌های بسیار دور بوده است؟

ظاهراً وجودآثار فسیلی جانداران آبی نیز بر روی سنگ‌های خورزنه نشان از این دارد که در دوره‌ای از زمین‌شناسی، این کوه در زیر آب بوده است. البته در این مورد دوستان زمین شناس، از جمله دوست عزیز آقای داود فریدونی(زمین شناس تفریجانی) باید بررسی و اظهار نظر کند.

از دیگر ویژگی‌های کوه خورزنه، دیواره‌های مناسب برای سنگ نوردی است و بهترین محل سنگ نوردی در همدان به شمار می‌رود که از جای جای ایران، ورزشکاران بسیاری برای تمرین به این کوه می‌آیند. 

افسانه‌ی «خووار و برار» در خورزنه

دو پیکره‌ سنگ بزرگ در کنار هم و در انتهای غربی قله‌ی خورزنه قرار دارد که تفریجانی‌ها بنا بر افسانه‌ای که سینه به سینه به ایشان منتقل شده است، به آنها «خووار و برار» می‌گویند. یک سنگ که به شکل زیبایی صاف و عمود در انتهایی‌ترین نقطه‌ی غربی  قله‌ی خورزنه ایستاده است، ظاهراً «خووار» و سنگ دیگر که در سمت راست آن ، گوی مانند و خوابیده است، ظاهراً «برار» است.  بنا بر این افسانه در گذشته‌های دور خواهر و برادری در حوالی خورزنه و در کنار رودخانه‌ای که در دامنه‌ی آن قرار دارد، مشغول چرای گوسفندان خود بوده‌اند که برادر در هنگام کمک کردن به خواهر خود برای گذر از رودخانه، نگاهی  گناه آلود به وی می‌اندازد؛ لذا خداوند بر آنها خشم می‌گیرد و در یک آن خواهر و برادر و همه‌ی گوسفندان و ابزار آن‌ها را به سنگ تبدیل می‌کند؛ بر اساس همین افسانه سنگ‌های اطراف این دو سنگ بزرگ نیز، همان گوسفندهای خواهر و برادری هستند که سنگ شدند. این افسانه را بنده در کودکی وقتی که در حوالی خورزنه گوسفندچرانی می‌کردیم از بزرگ‌ترها بدین قرار که گفتم شنیدم که ممکن است به صورت‌های دیگری نیز نقل شده باشد. دوستانی که به شکل دیگری آن را شنیده‌اند، آماده‌ایم که از آن آگاه شویم.

خاطره‌ای از خورزنه

به خاطر دارم که در کودکی مال‌چران‌های بسیاری در زمین‌های پیرامونی خورزنه، از جمله در دره روباه، بِوَندا و دامنه‌های خورزنه گوسفندان خود را می‌چراندند. به این مال‌چران‌ها «دس چران» هم می‌گفتند. دس‌چران‌ها کسانی بودند که خرده مال‌ها( بره بزغاله‌ها) را به چرا می‌بردند؛ زیرا گوسفندان و بزهای بزرگسال و پا به سن گذاشته را چوپان‌ها برای چرا به صحرا می‌بردند و در نتیجه وظیفه‌ی به چرا بردن بچه‌هایشان برعهده‌ی کودکان و نوجوانان بود. به این کودکان و نوجوانان «دس‌چران» یا «مال‌چران» می‌گفتند که بنده نیز افتخار انجام این کار را در دوران کودکی و نوجوانی داشته‌ام و تعریف از خود نباشد در این زمینه متخصصی حرفه‌ای شده بودم( در باره‌ی این موضوع شاید بعدها بیشتر سخن بگویم). در تفریجان سه گله‌ی گوسفند وجود داشت که  یکی در درحموم، یکی در سره‌سردو و یکی در برج بالا جلوی خانه‌ی جواد آزاده با گردهم آمدن گوسفندان و بزها در هر صبح شکل می‌گرفت. گله‌چران‌ها بعد از گردهم آمدن گوسفندان و بزها، آنها را به سوی صحرا حرکت می‌دادند و در مسیرشان گرد و خاکی راه می‌انداختند که به آن «گَرته گله» می‌گفتند و در صحرا از هر جایی که نگاه می‌کردی گرته گله پیدا بود.

در یکی از روزهای جنگ که با برادرم در پای خورزنه، در کنار سایر مال چران‌ها، از جمله ابرایم دادا، عادل ستار، علی یاور و... مال می‌چراندیم، هواپیماهای جنگی عراق بر فراز همدان پیدا شدند، با شنیدن صدای هواپیماهای عراقی و شلیک ضدهوایی‌ها همگی به سرعت خودشان را به تُکه خورزنه رساندند تا از آن بالا ببیند هواپیماها کجا را بمباران می‌کنند. به نظر آن روز همان روزی بود که هواپیماهای عراقی راهپیمایی روز قدس را بمباران کردند و یکی از زنان تفریجان هم(دختر دادا مدآقا) در این بمباران به شهادت رسید.

یکی دیگر از روزهای جنگ نیز خورزنه بمباران شد و سنگ‌های ماغار دومی فرو ریختند و بدین ترتیب بود که دهانه‌ی آن درهم فرو رفت و شیشه‌های برخی خانه‌ها شکسته شد. آری، خورزنه کوهی است که هر کسی را در آن خاطره‌ایست و بر همین اساس همه‌ی تفریجانی‌ها به آن تعلق خاطر خاصی دارند.

یادمان نیاکان زرتشتی ما در خورزنه

اکنون خورزنه بخشی از هویت ما تفریجانی‌ها شده است. یادمان آبا و اجداد زرتشتی ما در آن جای دارد. آثار دست نیاکانمان بر دیواره‌های غارهای آن نقش بسته است و ما به چنین میراثی می‌بالیم. نفسمان را در خورزنه تازه می‌کنیم، اما افسوس که قدر آن را نمی‌دانیم. جای جایش را پنهان از چشمان ما می‌کنند و ما چیزی نمی‌توانیم بگوییم. اما می‌توانیم طبیعتش را آلوده و زباله‌هایمان را در اطرافش پراکنده نکنیم تا همچون تپه‌های «زیره میزِلانا» و «سرپا» نشود که همه‌ی پلاستیک زباله‌هایمان را در آنها پراکنده کرده‌ایم و نمای خوبی را در بدو ورود به تفریجان برای هر میهمان یا مسافری به نمایش نگذاشته‌ایم.

خورزنه جایی است که می‌تواند مرکزی برای جذب گردشگر باشد؛ گردشگری که با خود پیشرفت و اشتغال می‌آورد. این را باور کنیم و لحظه‌ای به آن بیندیشیم که مبادا طبیعت خورزنه هم از دستمان برود.

 






نوع مطلب : کوههای همدان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 19 فروردین 1394
فائزه وفایی
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:06 ق.ظ
Fantastic blog! Do you have any recommendations for
aspiring writers? I'm hoping to start my own blog soon but
I'm a little lost on everything. Would you advise starting with a free platform like Wordpress
or go for a paid option? There are so many choices out there that I'm completely
confused .. Any ideas? Many thanks!
شنبه 14 مرداد 1396 01:31 ق.ظ
Hi there Dear, are you in fact visiting this web site regularly, if so then you will without doubt
obtain nice experience.
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:31 ب.ظ
Ahaa, its pleasant dialogue about this paragraph
at this place at this weblog, I have read all that, so now
me also commenting at this place.
چهارشنبه 14 تیر 1396 09:19 ب.ظ
First of all I want to say excellent blog! I had a quick question in which I'd like to ask if
you don't mind. I was interested to find out how you center yourself and
clear your mind before writing. I have had difficulty clearing my thoughts in getting my ideas out.
I do enjoy writing however it just seems like the first 10 to 15 minutes are usually wasted just trying to figure out how
to begin. Any suggestions or hints? Thank you!
سه شنبه 2 خرداد 1396 03:47 ق.ظ
bookmarked!!, I like your web site!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:46 ب.ظ
My brother recommended I might like this website. He was totally right.
This post actually made my day. You can not imagine
simply how much time I had spent for this information!
Thanks!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 11:06 ب.ظ
Hi superb blog! Does running a blog similar to this require
a lot of work? I have no understanding of programming however I was
hoping to start my own blog soon. Anyhow, if you have any recommendations or tips for new blog owners please share.
I understand this is off subject nevertheless I simply had to ask.

Appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر